مرضيه محمدزاده

1217

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

دوست دارم اشك ريزم ، تا مگر از اشك چشمم * تو شوى سيراب و من ، خود جاى آن لبها بسوزم دوست دارم كام عطشان تو را سيراب سازم * گرچه خود از تشنه كامى بر لب دريا بسوزم دوست دارم دستم افتد تا مگر دستم بگيرى * لحظه‌اى پيشم نشينى ، تا سپند آسا بسوزم دوست دارم در دلم افزون شود مهرش « حسانا » * تا ز داغ حسرت آن تشنه لب سقّا بسوزم * * * كهربا : هاله‌اى بر چهره از نور خدا دارد حسين * جلوه‌ى هر پنج تن آل عبا دارد حسين آشناى عشق را بىآشنا گفتن خطاست * در غريبى هم هزاران آشنا دارد حسين در هواى كوى وصلش بيقراران بىشمار * دل مگر كاه است و گويى كهربا دارد حسين معجز قرآن جاويدان حسين بن على است * برترين اعجازها ، در كربلا دارد حسين خيمه‌گاهش كعبه و آب فراتش زمزم است * قتلگاهى برتر از كوه منا دارد حسين شور شيرين غمش رمز حيات سرمدى است * از سرشك ديدگان ، آب بقا دارد حسين تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را * در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسين حرمت ذبح عظيم كربلا بنگر ( حسان ) * خون بهايى همچو ذات كبريا دارد حسين « 1 » * * * امشب و فردا : امشب شهادت نامه‌ى عشّاق ، امضا مىشود * فردا ز خون عاشقان ، اين دشت دريا مىشود امشب كنار يكديگر ، بنشسته آل مصطفى * فردا پريشان جمعشان ، چون قلب زهرا مىشود امشب بود برپا اگر ، اين خيمه‌ى ثارُ اللّهى * فردا به دست دشمنان ، بركنده از جا مىشود امشب صداى خواندن قرآن به گوش آيد ولى * فردا صداى الامان ، زين دشت برپا مىشود امشب كنار مادرش ، لب تشنه اصغر خفته است * فردا خدايا بسترش ، آغوش صحرا مىشود امشب كه جمع كودكان ، در خواب ناز آسوده‌اند * فردا به زير خارها ، گمگشته پيدا مىشود امشب رقيه حلقه‌ى زرين اگر دارد به گوش * فردا دريغ اين گوشوار از گوش او وا مىشود امشب به خيل تشنگان ، عبّاس باشد پاسبان * فردا كنار علقمه ، بىدست سقا مىشود امشب كه قاسم زينت گلزار آل مصطفاست * فردا ز مركب سرنگون ، اين سرو رعنا مىشود امشب گرفته در ميان اصحاب ، ثارُ اللّه را * فردا عزيز فاطمه ، بىيار و تنها مىشود امشب به دست شاه دين ، باشد سليمانى نگين * فردا به دست ساربان ، اين حلقه يغما مىشود امشب سر سِرّ خدا ، بر دامن زينب بُوَد * فردا انيس خولى و دير نصارى مىشود ترسم زمين و آسمان ، زير و زبر گردد « حسان » * فردا اسارت نامه‌ى زينب چو اجرا مىشود « 2 » * * *

--> ( 1 ) - ديوان حسان ؛ ص 137 . ( 2 ) - اى اشكها بريزيد ، ص 179 .